محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

105

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ميدان‌دارى عادل گراى خان را غاشيه كش خويش مىپنداشت ، با سپاهى در عدد از ريگ بيابان افزون و از احاطهء دايرهء محاسب خيال بيرون ، بخونخواهى برادر علم انتقام افراشت . نظم سپاهى ز امواج دريا فزون * چو دور فلك بوده بىچند و چون ز سر تا به پا ، غرق آهن همه * سر و بر شده خود و جوشن همه برانگيخته مركبان همچو ديو * رسانيده بر چرخ گردان غريو گروهى ز اصناف يأجوج بيش * به خون خواستن پا نهادند پيش و در تاريخ سنهء 989 ، با دلى پر داغ متوجه ولايت قراباغ گشتند و بعد از طى منازل و قطع مراحل چون از كثرت سپاه نصرت انتباه آگاه گشته تاب مقاومت و قوّت مقاتلت در حيّز قدرت خويش نديدند ، لاجرم عنان ادبار بوادى مراجعت تافته مانند گلهء وحوش ، از آن شيران پرخروش رميدند و بعد از اندك زمانى بار ديگر بحر حميت و جاهليت ايشان به جوش آمده ارادهء آمدن كردند و بعد از اجتماع سپاه كينه‌خواه ، طى مراحل [ 59 ] كرده از چغور صعد گذشتند . و چون اين خبر كراهت اثر بتوسط قاصدان سخندان مسموع استادگان آستان سلطنت آشيان گشت ، فرمان همايون از موقف جلال صادر شد كه امراى عظام و عساكر ظفر انجام يراق لشكر نموده بدفع تاتاريان نهضت نمايند و آن جيش نصرت عيش در ظلال رايت نوّاب شاهزادهء شجاعت انتساب روانهء آن بلاد و ديار گرديدند و چون تاتاريان تنگ چشم تيز خشم از وصول سپاه ظفر دستگاه آگاه شدند ، بعد مسافت را بقدم جرأت نورديده بقرب ميدان رزم پاى جلادت پيش نهادند . در نواحى رود ارس التقاء فئتين دست داده و ازين جانب ، شاهزاده حمزه مآثر با غازيان و دليران عساكر در مقابل آن گروه كوه شكوه صفى مانند سدّ سكندر « 1 »

--> ( 1 ) - م : اسكندر .